پسرم ارشیاپسرم ارشیا، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 16 روز سن داره
دخترم هانیادخترم هانیا، تا این لحظه: 9 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

یادداشتهای مامان

                            http://zibasaz.niniweblog.com/             

سلام بابا و مامان های مهربون، آرام

من هانیا هستم سه سالمه ، اینجا مامان خاطرات خودشو برامون مینویسه، تا وقتی من و داداشم که الان 9سالشه ، بزرگ شدیم بتونیم اینارو بخونیم و یه یادگاری باشه از دوران کودکی برامون...

                                       مرسی مامان، من و داداشم خیلی شما و بابایی رو دوست داریم.

Willkommen glitzer bilder

پایان امتحانات خردادماه ارشیا جونی...

خوووووب جونم براتون بگه که امروز آخرین امتحان پایانی خرداد ماه رو به سلامتی پشت سر گذاشتی که البته حضوری بود😕 هرچی بود امسال با همه ی خوبی و بدیهایی که داشت کلتس آنلاین و امتحاناتش به پایان رسید که البته خیلی بدیها داشت 😞 انشالله که گل پسرم یه رشته ی عالی انتخاب کنه و ادامه بده تا به موفقیت برسه . اینا هم بمونه به یادگار از امتحانات حضوری خرداد ماه پایه ی نهم در دوران کرونا.‌... ...
19 خرداد 1400

پایان سال تحصیلی آنلاین....

خوووووب جونم براتون بگه که امسالم با همه ی سختیها و مکافاتهایی که داشت توی کلاسهای آنلاین به پایان رسید ... بمونه به یادگار از یکسااااال کلاس آنلاین جوجه هام که البته آقا ارشیا خودش میرفت سرکلاس و میخوند و مینوشت و امتحان میداد کاری به منم نداشت ولییییییی برعکسش هانیا خانممممم.... یعنی امسال منو پیر و کور کرد هانیا خانم با کلاس آنلاین و مشق نوشتناشو و امتحان دادناش و درس خوندناش😭😭🤦🤦 خیلی سخت بود خییییلی انشالله که امسال بره و دیگه برنگرده و سال دیگه کلاسها حضوری و به دور از کرونا باشه هرچند امسال آقا ارشیا چون سال نهم بود و امتحاناتش نهایی بود اعلام شد که حتما حضوری باید امتحان بدن 🤦 از استرس کلاسهای هانیا نجات پیدا کردم ولی فعلا هن...
5 خرداد 1400

سال ۱۴۰۰ مبارک.....

خوب جوجه های خوشگلم ۱۳۰۰هم تموم شد و وارد ۱۴۰۰ شدیم امیدوارم که سال جدید پر از شادی و سلامتی و برکت و دل خوش باشه برای همه مخصوصا شما دوتا جوجه ی خوشگلم 🙏🙏🥰🥰 امیدوارم که به زودی زود به یاری خدا از سر این ویروس کرونای بیخود هم نجات پیدا کنیم و بتونیم آزادانه نفس بکشیم و قدم برداریم ... بتونیم اقوام رو ببینیم بغلشون کنیم ببوسیمشون 🥺🥺😞 از وقتی کرونا اومده هیچ کدوم از اقوام رو ندیدیم همش با پیام و زنگ از حال همدیگه باخبر میشیم . خداکنه که به زودی از این قفس کرونایی نجات پیدا کنیم 🙏🙏🙏 خوب از این چیزا که بگذریم عکسای خوشگل سال تحویل رو براتون میذارم به یادگار عزیزای دلم .... ...
17 فروردين 1400

جشن تکلیف هانیا خانم....

سلاااام جوجه های خوشگل من .... اومدم از جشن تکلیف هانیا خانم بگم براتون .... جونم براتون بگه که امسال دختر خوشگل و خانم من به سن تکلیف رسید و ۹ سالش تموم شد ازاونجایی که این ویروس منحوس کرونا هنوز هم ادامه دارد و مدارس هم به صورت آنلاینه . بنا بر این شد که خودمون براش دست به کار بشیم و چادر نمازشو براش آماده کنیم و جشن تکلیفشو براش جشن کوچولو بگیریم .... هرچند که مثل جشن مدارس و دسته جمعی با دوستاش خاطره انگیز نمیشه ولی گفتیم خالی از لطف نباشه و بمونه به یادگار براش بخاطر همین براش ست چادر و کیف و جانماز رو آماده کردم و عکس گرفتم از هانی جونم وبه صورت کلیپ در آوردم براش تا بمونه به یادگار ... ...
15 دی 1399

دزدیدن دوچرخه....

سلااااممممم جوجه های خوب و خوشگلم .... خوب جوجه هام اومدم براتون چیزی رو یادگاری بنویسم که خوشایند نیست ولی با خودم فکر کردم گفتم بد نیست اینم به عنوان یه خاطره بمونه براتون به یادگار .... جونم واستون بگه که دیشب دوچرخه ی ارشیا رو که تو پارکینگ بود دزدیدن😞😞🥺🥺 بابا صبح که میخواسته بره سرکار دیده بود دوچرخه ی هانی هست و مال ارشیا نیست . دزدیده بودنش متاسفانه.... خیلی ناراحت شدم از این جریان . دوچرخت هم مدل ۲۶ حرفه ای بود عزیزم . خیلی هم دوستش داشتی مامانی هم زنگ زد پلیس اومدن و منم براشون توضیح دادم و اونا هم صورت جلسه کردن و رفتن . به امید روزی که پیدا بشه که بعید میدونم پیدا شه اشکالی نداره فدای یه تار موهاتون . انشالله که شما دوتا جو...
11 آذر 1399

تولد هانیا جونم مبارکککک....

دختر” هدیه ارزشمندی از طرف خداوند است دختر داشتن یعنی هر روز هزار دلیل برای لبخند زدن داشته باشی تولدت مبارک دختر عزیزم! تولدت مبارک عشق مامانی! هیچ خورشیدی به تلالو لبخندت نیست و هیچ ستاره ای به روشنی چشمات عاشقتم عزیزم! عشق و نفس مامانی تولدت مبارک عزیز دلم ... چون کرونا بود و طبق معمول قرنطینگی . ما هم نتونستیم برات جشن مفصل بگیریم بخاطر همین گفتیم یه جشن کوچولو چهارنفره ی خودمونی بگیریم برات تا بماند به یادگار عزیز دلم...۹۹/۸/۲۴ انشالله که سال دیگه این موقع از شر کرونا نجات پیدا کردیم و آزادانه برات تولد میگیریم ...
24 آبان 1399

هانیا و لجبازیاش ....

سلااااام جوجه های خودم...... این عکسی که میذارم بمونه واسه یادگاری از روزهایی که مدارس آنلاین بود و منم هر روز درگیر با هانیا خانم تا از خواب بیدارش کنم . وقتی هم از خواب بیدار میشد با مکافات مینشست سرکلاس و به ویدئوها نگاه میکرد و ویس ها رو گوش میدادتا ظهر..... عصرا هم یه جنگ دیگه سر مشق نوشتن داشتم ... همیشه از کلاس اول میگفتی من مدرسه میرم ولی مشق نمینویسم الان که دیگه آنلاین شده میگی من سرکلاس آنلاین نمیشینم بعد از دعوامون هم وسایلات رو جدا کردی گفتی من زندگیم رو از شما جدا میکنم اصلا... این از سرکلاس نشستنت🙄 اینم جدا کردن زندگیت🙄 ...
19 مهر 1399

روزهای دلتنگی (لعنت بر کرونا)....

*( خدای خوبم درود )* زمانی بود که نفسهای عمیق میکشیدیم ، اکسیژن تازه وارد ریه هایمان میکردیم و یادمان میرفت سپاسگزاری کنیم فکرمیکردیم نفس کشیدن حق ماست که از تو طلب داریم هر زمان دلمان میخواست فرزندمان را در آغوش میفشردیم وفراموش میکردیم از تو بابت سلامتیش تشکر کنیم دلتنگیها که سراغمان میآمد دورهمی میگرفتیم از ته دل میخندیدیم همدیگر رابغل میکردیم و ‌ میبوسیدیم و باز هم فراموش میکردیم شکرت را به جا بیاوریم خدای مهربانم وقتی اشیا را بی دغدغه لمس میکردیم فراموش کردیم حس لا مسه زیباترین حسی هست که تو در وجودمان نهادی و اما اکنون همه چیز از ما دریغ شده : هوای تازه آغوش باز به روی دلبندانمان بغلها و بوسه های روزهای دلتنگی حتی لمس کردن سنگ قبر ...
17 شهريور 1399